حمد الله مستوفى قزوينى
189
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
مراجعت رسول ، عليه السّلام ، از بدر با مدينه به ظفر دگر روز سيّد روان شد به راه * به سوى مدينه از آوردگاه 4000 به منزل چو لشكر فرود آمدند * ببودند و يك لحظه دم برزدند بفرمود سيّد اسيران همه * بيارند پيشِ شبانِ رَمَه يگان و دوگان را به نزديكِ او * ببردند پرآب و بىآب رُو چو عُقْبَه « 1 » به پيشِ پيمبر رسيد * در او كينِ پيشينه آمد پديد كه بر وى تفو كرد مردِ لعين * وز اين كارِ سيّد به دل داشت كين 4005 على را چنين گفت سيّد كه : « زود * برآور ز جانِ بدانديش دود » على پيشِ او رفت با تيغِ كين * به شاهِ رسُل گفت عُقْبَه چنين : « چو من كُشته گردم ، بر اولادِ من * كه شقفت برد زاين بزرگ انجمن ؟ » نبى گفت : « اگر دين پذيرند و راه * خداوندشان آورد در پناه و گرنه بلند آتشى بركُنم * همه تُخمه تو در او افگنم » 4010 على بعد از آن كرد او را تباه * چو شد كُشته ، دوزخ شدش جايگاه دگر نضرِ حارث « 2 » بر او برگذشت * بديدش پيمبر بر آن طَرْفِ دشت به ياد آمدش آنچه از وى شنيد * كه در جنگ از اين در سخن گستريد بدانگه كه كافر گريزنده بود * سپاه فرشته ستيزنده بود چنين گفت : « يا رب اگر اين سپاه * كنون گشت خواهد بزارى تباه 4015 سزد گر فرستى بلائى به من * كه چشمم نبيند بدِ انجمن » بفرمود سيّد به عاصم كه : « زود * به كشتن ز دشمن برانگيز دود » به فرمان ورا كرد عاصم « 3 » تباه * روان شد دگر روز از آن جايگاه
--> ( 1 ) ( ب 4003 ) . عقبة بن أبى معيط . ( 2 ) ( ب 4011 ) . در اصل : نصر حارث . ( 3 ) ( ب 4017 ) . عاصم بن ثابت بن أبى الأقلح الانصارى [ در ترجمهء طبرى ابو القاسم پاينده : أبى افلح ( با فاء ) ] ؛ مطابق سيرت رسول اللّه ( مصحّح دكتر اصغر مهدوى ) عقبة بن أبى معيط و نصر بن حارث ، دو تن از اسيران جنگ بدر ، هر دو به دست حضرت على ( ع ) كشته شدند ؛ سيرهء ابن هشام نيز براساس روايت ابن اسحاق ، كشندهء -